خرید بک لینک

الهی...
روا مدار که پنهان ماازپیدای ما ناستوده ترباشد
و درپشت صورت آراسته ی ماسیرتی زشت وناهموارنهفته باشد
یاارحم الراحمین...

_امام سجاد علیه السلام
_صحیفه سجادیه دعای هشتم

نوشته دوست عزیز :قلب های آبی منتظر

برچسب: نویسنده: ساحل حکیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 23:29

باری بود باری نبود غیر از خدا غم خواری نبود . در زمان های قدیم پیر مرد و پیر زنی در روستا زندگی میکردند . پیر مرد آسیاب بان بود . مدتی بود در شهر قحطی آمده بود و آسیاب بان هم گندم گیرش نمی آمد و به نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل حکیمی تاريخ: چهارشنبه 27 فروردين 1399 ساعت: 19:34

دختر - کوچکى با معلم - ش درباره نهنگها بحث مىکرد.معلم - گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد، زیرا با وجود این که پستاندار عظیمالجثهاى است، امّا حلق بسیار کوچکى دارد. دختر - کوچکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل حکیمی تاريخ: پنجشنبه 29 فروردين 1398 ساعت: 21:42

در شهری دور افتاده، خانواده فقیری زندگی میکرد. پدر خانواده از اینکه دختر ۵سالهشان مقداری پول برای خرید کاغذ کادوی طلایی رنگ مصرف کرده بود، ناراحت بود چون همان قدر پول هم به سختی به دست می آمد. دخترکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل حکیمی تاريخ: پنجشنبه 29 فروردين 1398 ساعت: 21:42

چند قورباغه - از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند.بقیه قورباغه - ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چارهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل حکیمی تاريخ: پنجشنبه 29 فروردين 1398 ساعت: 21:42

حامد با اصرار سوار ماشین پدرش شد .هر کاری کردند از ماشین پیاده بشه نشد که نشد. پدر و مادرش فکر میکردند اگه بفهمه بابا بزرگ رو میخوان ببرن خونه سالمندان و اون دیگه نمی تونه پدر بزرگش رو ببینه قیامت به ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل حکیمی تاريخ: پنجشنبه 29 فروردين 1398 ساعت: 21:42

داستان را حتماً بخوانید......مردي صبح زود از خواب بيدار شد تا نمازش را در مسجید بخواند. لباس پوشيد و راهي مسجید شد.در راه مسجد، مرد به زمين خورد و لباسهايش کثيف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل حکیمی تاريخ: پنجشنبه 29 فروردين 1398 ساعت: 21:42

به هنگام بازدید از یک بیمارستان - روانى، از روانپزشک پرسیدم شما چطور میفهمید که یک

بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان - نیاز دارد یا نه؟

روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک

سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتر است.

روانپزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر میدارد. شما میخواهید تختتان کنار

پنجره باشد؟

برچسب: نویسنده: ساحل حکیمی تاريخ: پنجشنبه 29 فروردين 1398 ساعت: 21:42

یه روز گاو پاش میشکنه دیگه نمی تونه بلند شه ، کشاورز دامپزشک میاره . دامپزشک میگه: " اگه تا 3 روز گاو نتونه رو پاش وایسته گاو رو بکشید " گوسفند اینو میشنوه و میره پیش گاو میگه: "بلند شو بلند شو" گاوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل حکیمی تاريخ: پنجشنبه 29 فروردين 1398 ساعت: 21:42

معلمی از دانشآموزان خواست تا عجایب - هفتگانه - جهان را فهرستوار بنویسند. دانشآموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشتههای آنها را جمعآوری کرد. با اینكه همه جوابها یکی نبودند اما بیشتر دانشآموزان به موادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل حکیمی تاريخ: پنجشنبه 29 فروردين 1398 ساعت: 21:42

روزی - روزگاری، عابد - خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند و او را بدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل حکیمی تاريخ: پنجشنبه 29 فروردين 1398 ساعت: 21:42

همین که مرد از حد خود تجاور کند یعنی به آنجا رسد که محل او نبوده اخلاق او زشت و خشن میگردد.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت 22:13 توسط دانیال شیرزاد  | 

برچسب: نویسنده: ساحل حکیمی تاريخ: چهارشنبه 12 ارديبهشت 1397 ساعت: 0:58

صفحه بندی